مطالعه‌ی تطبیقی روند تحول گرایش به تفکر انتقادی در دانشجویان کارشناسی دانشگاه فرهنگیان (رشته‌ی الهیات و مشاوره) و طلاب حوزه‌‌ی علمیه (سطح ۱)

Document Type : Research Paper

Authors

1 استادیار، گروه مدیریت آموزشی، دانشگاه فرهنگیان

2 Assistant Professor, Department of Education, Farhangian University, Tehran, Iran

3 کارشناسی ارشد تحقیقات آموزشی، دانشگاه فردوسی مشهد

10.30471/psy.2026.11276.2353

Abstract

تفکر انتقادی به عنوان یک مؤلفۀ کلیدی در یادگیری عمیق و تصمیم‌گیری آموزشی مطرح است. این پژوهش با هدف مقایسۀ گرایش به تفکر انتقادی در دانشجویان رشته‌های الهیات و مشاوره دانشگاه فرهنگیان و طلاب سطح ۱ حوزه‌ی علمیه انجام شد. این مطالعه از نوع توصیفی-تحلیلی و از نظر روش، مقایسه‌ای است. جامعۀ پژوهش شامل دانشجویان کارشناسی رشته‌های الهیات و مشاوره دانشگاه فرهنگیان و طلاب سطح ۱ حوزه‌ی علمیه (پایه‌های ۱ و ۲ و پایه‌های ۴ و ۵) بود. نمونه‌ای به حجم 146 نفر به روش در دسترس انتخاب شد. ابزار جمع‌آوری داده‌ها، پرسشنامۀ گرایش به تفکر انتقادی ریکتس (CTDA) بود که از سه زیرمقیاس تعهد، کمال و خلاقیت تشکیل شده است. روایی ابزار توسط متخصصان تأیید و پایایی آن با روش آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه 78/0 محاسبه شد. داده‌ها با استفاده از در نرم‌افزار SPSS نسخه 26 تحلیل شدند. میانگین گرایش به تفکر انتقادی در تمام گروه‌ها در حد متوسط بود. مقایسۀ درون‌گروهی نشان داد که در دانشجویان الهیات و مشاوره، گرایش به تفکر انتقادی از سال اول به سال آخر به‌طور معناداری کاهش می‌یابد و مقایسۀ بین‌گروهی نشان داد که طلاب در زیرمقیاس خلاقیت نسبت به دانشجویان سال اول الهیات تمایل بیشتری دارند. یافته‌ها نشان می‌دهد که محیط‌های آموزشی دینی و غیردینی در پرورش ابعاد مختلف تفکر انتقادی تفاوت‌هایی دارند و در برخی ابعاد، برنامه‌های آموزشی حوزه عملکرد بهتری داشته‌اند. با این حال، کاهش گرایش به تفکر انتقادی در سال‌های پایانی دانشگاه نشان‌دهندۀ ضعف سیستم آموزشی در تداوم تقویت این مهارت است.

Keywords